هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
256
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
( 1 ) در شرح نهج البلاغه از ابو سعيد خدرى نقل شده كه گفت : خالد به همراه مسلمانان گريزان به مدينه روى آوردند . اهل مدينه چون خبر بازگشت ايشان را شنيدند تا جرف به استقبال ايشان رفته به چهرههاى آنان خاك مىپاشيدند و مىگفتند : اى گريزندگان ، آيا از جهاد در راه خدا فرار كرديد ؟ پيامبر ( ص ) به ايشان فرمود : آنان فرارى نيستند بلكه حملهكنندهاند . واقدى افزوده هيچ يك از لشكرهائى كه پيامبر به جنگها فرستاده بود چنان رفتارى را كه مردم مدينه با اصحاب مؤته كردند نديدند . مردم با آنان برخورد بدى كردند بگونهاى كه مرد وقتى به سوى خانه و خانوادهاش مىآمد در را برويش مىبستند و از باز كردن خوددارى مىنمودند و مىگفتند : چرا با يارانت پيش نرفتى تا همچون آنان كشته شوى ؟ بزرگان سپاه از شرم در خانه نشستند تا آنكه پيامبر يك يك به سراغ ايشان فرستاد و به آنان فرمود شما حمله كنندگان در راه خداوند هستيد . ( 2 ) در هر حال خالد بن وليد چنان كه بيشتر كتابهاى سيره مىگويند شكستخورده و گريزان به مدينه بازگشت . در برخى از سيرهها آمده كه خالد توانست با قهرمانى و مهارت جنگ را اداره كند و سپاه را به گونهاى سازمان دهد كه دشمن پنداشت از مدينه براى مسلمانان كمك رسيده و ايشان در مرحلهء بعد برخوردى سختتر و جنگاورانهتر از درگيرى نخستين خواهند داشت . از اينرو روميان از حمله به مسلمانان خوددارى كردند و از عقبنشينى ايشان شادمان گرديدند . ولى روشى كه او به كار برد در هر حال چيزى جز آسان ساختن امكان عقبنشينى نبود . ( 3 ) در اثر اين غزوه قريش دلگرم شد و آن را شكستى بزرگ شمرد و موقعيت مسلمانان و روحيهء آنان در نظرشان كوچك آمد . ديگر براى پيمان صلح اثرى كه ايشان را به پايبندى بدان وادارد در دلشان باقى نبود . از اينرو قريش در شكستن مواد پيمان شتاب كردند . ايشان بنى بكر را در تجاوز به قبيلهء بنى خزاعه همپيمان پيامبر ( ص ) يارى كرده با اسلحه و نفرات ايشان را كمك نمودند ، تا آنكه بنى بكر گروهى از مردان بنى خزاعه را